کوتاه بیا

خیلی جاها باید خشم را فرو برد و کوتاه اومد و بزرگ شد...

کوتاه بیا

خیلی جاها باید خشم را فرو برد و کوتاه اومد و بزرگ شد...

این وبلاگ محل درج مطالب و کلیپ های کوتاه است.
اینها تراوشات فکری درباره زندگی و نکات پیرامونش هستند. نظرات شخصی و نه لزوما 100% درست.

  • ۰
  • ۰

 آیا شما هم جزوی از فروشندگان محصولات شرکت‌های بازاریابی شبکه ای هستید؟ آیا می‌خواهید برای ورود به این شیوه فروش برای شرکت‌هایی که البته از وزارت صنعت مجوز فعالیت دارند تحقیق کنید؟ آیا ذهن شما از قبل پیرامون این موضوع بسته شده است یا هنوز به صورت منطقی به موضوع فکر می‌کنید و تحقیق برایتان مهم است؟ 


امروزه مباحث گوناگونی پیرامون موضوع "شرکت بازاریابی شبکه ای" مطرح می‌شود. با گسترش فعالیت اینگونه شرکت‌ها و همچنین روی آوردن جوانان جامعه باتوجه به فضای دوستانه و گرم به وجود آمده در محیط آنها، هرروز عنوان های مختلف تازه ای در این زمینه می‌شنویم.

برخی که در کلاس‌های گوناگونِ برگزار شده توسط همین شرکت‌ها حضور داشتند و یا با دوستانشان پیرامون جذب و فروش محصولات آن‌ها صحبت کردند، به طرق مختلف به دفاع از کار خود پرداخته و هر استدلالی را با پاسخ‌های مشخص رد می‌کنند.


وقتی با برخی از اعضای اینگونه شرکت‌ها صحبت می‌کنیم پس از یک سال فعالیت مستمر و هزینه‌های زیاد می‌گویند که به درآمد ماهانه 200 هزارتومان رسیده اند! اما روسای آن‌ها میلیون‌ها درآمد دارند.

برخی می‌گویند در اینگونه شرکت‌ها محصولات ایرانی فروخته می‌شود و این امر به اشتغال نیروهای داخلی کمک می‌کند. برخی دیگر اما تاکید دارند که شیوه فروش این شرکت‌ها تنها عده ای را به سود رسانده و خیلی از تولیدات داخلی را متضرر می‌کند. حتی می‌گویند که فروش محصولات باکیفیت ایرانی تولید شده توسط کارخانه‌های متعدد به صورت مستقیم در فروشگاه، سود بسیار بیشتری برای فروشنده داشته و به صرفه تر است.


به این صدا گوش کنید! (برخی از مسئولان این شرکت‌ها چندی پیش با باشگاه خبرنگاران هم گفتگویی داشته اند.)


اشتباه نکنید! این شرکت‌ها از وزارت صنعت مجوز دارند اما هرچه گشتیم قانونی ثبت شده در مجلس شورای اسلامی که به تایید شورای نگهبان رسیده باشد نیافتیم.

داستان موسسات مالی نظیر میزان که مدعی داشتن مجوز بودند را که خواندید؟!

شما هم می‌توانید به سایت مرکز پژوهش‌های مجلس رفته و قوانین را ببینید:

http://rc.majlis.ir/fa/law/search

لطفا اگر سند دقیقی از تصویب این قانون در مجلس شورای اسلامی داشتید برای ما در قسمت نظرات بگذارید.


پیرامون این موضوع سوالی دقیق از مراجع تقلید پرسیده شد که به همراه پاسخ آن در ادامه مشاهده می‌کنید:


سوال: سلام و عرض ادب همانطور که میدانید شرکت های بازاریابی شبکه ای Network Marketing چند وقتیست مشغول به کار شده اند. نظیر شرکت ----- که از بین جوانان به طرق مشخص، برای گسترده تر شدن شبکه فروش خود عضو می‌پذیرند.برخی از این شرکت ها از وزارت صنعت مجوز فعالیت دارند. مجوز آنها به این صورت است که برای فروش هر محصول از شرکت پورسانت دریافت می کنند. بخش دیگری شیوه سود رسانی شرکت به اعضایش به این صورت است که برای "معرفی" عضو جدید، پورسانت می دهد. اما حیطه فعالیت این شرکت گاها فراتر از این موضوع می باشد. به این نحو که هر عضو جدید، زیر مجموعه عضو قبلی می شود و با هر فروش او پورسانتی به افراد دیگر که عضو مجموعه هستند می رسد. یعنی اگر بنده(به طور مثال) عضو این شرکت باشم و اشخاص دیگری را به شرکت برای فروش محصولات معرفی کرده باشم؛ هرمحصولی که آنها به مشتریانشان می فروشند برای من هم پورسانت واریز می شود. آیا این شیوه شرعی است و این پورسانت حلال؟


پاسخ دفتر آیت الله نوری همدانی‎: 

بسمه تعالی

سلام علیکم

کسب درامد از این طریق جائز نیست.


پاسخ دفتر آیت الله مکارم شیرازی: 

بسم الله الرحمن الرحیم

با اهداء سلام و تحیت؛

تنها در صورتی که بازاریابی به صورت شبکه ای و زیر مجموعه ای نباشد و سود حاصله فقط به بازاریاب اول تعلق گیرد اشکالی ندارد و غیر آن، جایز نیست. البته ممکن است در طرح های جدید، بعضی از اشکالات این کار برطرف شده باشد ولی هنوز اشکال اصلی که استفاده بازاریاب های بالواسطه می باشد و نوعی اکل مال به باطل است وجود دارد.

  • علمیو علمیو
  • ۰
  • ۰

دنیای سرگرم!

دخترک پاهایش را از آب سرد بیرون آورد. کمی دردش تسکین یافته بود. مادر آنقدر اشک ریخته که سوی چشمانش درحال از بین رفتن است. دکتر گفته"شما آب مروارید دارید". از پدرخوانده دخترک خبری نیست. او پس از کلاهبرداری در یک پروژه مسکونی و اختلاس پول مردم پا به فرار گذاشت.

دخترک زیر لب فقط میگوید"چرا من؟!"

مادر با یک دست، دست دخترک نازش را میگیرد و دست دیگرش را روی سر او میگذارد. دخترک آرام می شود و سرش را روی پای مادر میگذارد. وقت از نیمه شب گذشته و مادر به جای لالایی برای دخترک از خاطرات می گوید"حمید بابات خیلی مهربون بود. خوشحال بودم که با پسرعموم ازدواج کردم. اما یه مشکلی وجود داشت و ما از اون ساده گذشتیم. مشکل خیلی بزرگ بوده که تو الان باید درد بکشی. وقتی من و بابا حمید کوچیک بودیم حلبچه را بمباران کردن؛ اونم شیمیایی. وحشتناک بود. مثل بمباران هیروشیما که خبراش را میشنیدیم. این بارهم دست آمریکا توی کار بود. میگفتن اونه که از صدام برای این جنگ حمایت میکنه. میگفتن ما تحریمیم وحتی سیم خاردارهم به ما نمیدن. ما استقامت کردیم. یکی از بمبهای  شیمیایی نزدیک خونه عمو خورده بود و حمید هم که توی کوچه با بچه های دیگه بود از مضرات این بمب بی بهره نموند!"

مادر نگاهی به صورت دخترک انداخت؛ او همچون فرشته ها خوابش برده بود. 

پاهای دخترک نازش را نگاه انداخت و هر کس را که از ذهن میگذراند نفرین میکرد"نفرین بر تو صدام کثیف.نفرین برهرچی بعثیه. نفرین بر تو آمریکای جنایت کار. نفرین به تو فرهاد که من فکر میکردم ادم خوبی هستی. خدا ازت نگذره که من و بچمو تو این حال با این همه طلبکار و ناراحتی مردم گذاشتی و رفتی"

سرش را روی لبه صندلی که رویش نشسته بود گذاشت و به خواب رفت. 

ساعاتی گذشت. 

الله اکبر... صدای اذان بلند شد.

مادر، آرام چشمانش را باز کرد. مثل همیشه لبخندی برلبش نشست. برای او که فقط خدا مانده بود و بس، صدای اذان و نماز اول وقت بسیار لذت بخش بود. مردم اما هرروز به او طعنه میزنند"تو و شوهر کلاهبردارت همه از یک طیفین. شوهرت پیشونیشو داغ کرده بود که ما را گول بزنه تو هم همینطور. حقمونو از تو و شوهرت میگیریم" 

آرام دخترک را بلند کرد و روی تشک گذاشت. لباس نمازش را برتن کرد و آماده اقامه شد. پاهایش توان ندارد. او چندوقتیست نشسته نماز میخواند. دورکعت تمام شد و سلام داد. همیشه بعد از گفتن ذکر، یادی از دردمندان کرده و برای مظلومان جهان دعا می کند. ولی آخرش آه سوزناکی می کشد که "چرا این جنایت ها در دنیا تمام نمیشه!؟ چرا کسی به داد مظلومان نمیرسه؟!" 

ساعتی گذشت و مادر از پای جانماز بلند شد. سمت تلویریون رفت، کنترل را برداشت، دکمه روشن را فشرد. صورت یک خبرنگار نمایان شد. می گفت " پس از حدود یک سال کشمکش بالاخره رییس جمهور امریکا انتخاب شد"

دنیا داشت ترامپ را نشان می داد...


  • علمیو علمیو
  • ۰
  • ۰

کار خدا

میگه: مگه میشه؟! با عقل جور درنمیاد!!

+اشکال کار ما همینجاست که کار خدایی را، میخوایم با عقل زمینیمون بسنجیم.

  • علمیو علمیو
  • ۰
  • ۰

چرا هیچوقت یک مستضعف تیتر یک روزنامه ها نمیشود؟!؟

چرا همیشه خبرهایی که درباره افراد مشهور و متمول جوامع هستند جزو اخبار داغ و با اهمیت است؟!؟

با این وجود چرا ما از دنیای خود و آنچه بر سرمان می آید اعلام نارضایتی می کنیم؟!؟

  • علمیو علمیو
  • ۰
  • ۰

نفوذ یعنی چی؟

برای پاسخ به این سوال:

از آنچه که باید دوست داشته باشی میگذری سراغ چیزی میری که جای دبگر در جهت اهدافش برایت تعیین کرده باشد!


نفوذ، اتفاق افتاده که تفریحات ما تغییر کرده، زندگی ما تغییر کرده، ذائقه ما تغییر کرده و اینکه اگر چیزی آن طرف آبها با کراوات باشد در هرصورت مورد تایید است!

  • علمیو علمیو
  • ۰
  • ۰

تلنگر

فطرت همه انسان ها پاک است. پس برای همه شروع مسیر تعالی و رسیدن به حد بالای کمال فراهمه. شاید از خود بپرسیم که چطور یک انسان که در شرایط کاملا تضاد با ادیان مختلف به دنیا آمده و محیط پیرامونش هیچ رنگ و بوی خداشناسی ندارد چطور؟ آیا برای او هم این راه خداشناسی وجود دارد؟
یک سوال در ذهن همه انسان ها در زندگیشان به وجود می آید که "خدا کیست؟!". انسانی راحت از کنار این سوال رد می شود (چون حالش را ندارد و می خواهد به زندگی روزمره و بی هدف خود رسیدگی کند) و انسانی به دنبال پاسخ این سوال می گردد. هرقدم از وی به سمت خدا 10 قدم خدا به سمت وی را به همراه دارد و تا جایی که قدم بردارد خدا به او نزدیک و نزدیک تر می شود تا اینکه "حال" داشته باشد یا نه!

سلمان، که نامش "روزبه" بوده از این دست انسانهاست.
  • علمیو علمیو
  • ۰
  • ۰

تبلیغ میکنیم که "والدین خود را خانه سالمندان نگذارید". برای این فرهنگ سازی پول هزینه می کنیم، همایش برگزار می کنیم و به قول خودمون فرهنگ سازی می کنیم!

وقتی والدین برای کارهای روزمره خود ودرگیری با این دنیایی که خودمون برای خودمون پیچیدش کردیم، صبح تا شب وقت می گذارند و فرزندان خود را به جایی دیگر مانند مهدکودک ها می سپارند، جمعیت خانه های سالمندان هم بیشتر و بیشتر خواهد شد!!!

  • علمیو علمیو
  • ۰
  • ۰

بیداری

شما بیدار بشوید وبفهمید این معنا را که "نژاد ژرمن" از "نژاد آریا" بالاتر نیست و غربی ها از ما بالاتر نیستند.[1]

مادامی که بخواهیم مستقل باشیم و زیربار وابستگی نرویم، باید تحمل این مشکلات و قدرت مبارزه با آن را پیدا کنیم. برادران و خواهران مذاهب گوناگون، همه دست در دست یکدیگر بگذارند و از حیثیت و کیان اسلام و جمهوری اسلامی دفاع کنند.[2]

"زندگی شرافتمندانه" را ولو با مشکلات برزندگانی ننگین "بردگی اجانب" ولو با "رفاه حیوانی" ترجیح دهید؛ و بدانید مادام که در احتیاجات صنایع پیشرفته، دست خود را پیش دیگران دراز کنید و به "دریوزگی" عمر را بگذرانید قدرت ابتکار و "پیشرفت" در اختراعات در شما "شکوفا" نخواهد شد.[3]

1-  ج 13، ص 537  (صحیفه امام-ره)

2-  ج 17، ص 244

3-  ج 21، ص 433

  • علمیو علمیو
  • ۱
  • ۰


حجت الاسلام قرائتی: آدم مخلص از ملامت ها نمیترسه... من میخوام نماز بخونم، آقا بهت میخندن؛ بخندن! مگه من مقوا هستم که با یک بارون وابرم؟!


  • علمیو علمیو
  • ۰
  • ۰

مرتضی مطهری

شعارهای ما در مجالس، در تکیه‌‏ها و دردسته‌‏هاباید محیی باشد، نه مخدر، باید زنده‏ کننده باشد نه بی‌حس کننده. اگر بی‏‌حس کننده باشد، نه تنها اجر و پاداشی نخواهیم داشت بلکه ما را از حسین ( ع ) دور می‌کند


پ ن: واقعا کتاب حماسه حسینی استاد بزرگوار شهید مرتضی مطهری خواندن دارد

  • علمیو علمیو